امروز یکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت 14:22:41

آرشیو پیوند ها درباره ما ارتباط با ما

مازندمجلس - پایگاه خبری مجلس مازندران

کد مطلب : 161252 -تاریخ انتشار : شنبه 23 اردیبهشت 1396 -ساعت : 13:05

چاپ به اشتراگ گذاشتن
توفیقات فرهنگی دولت آقای روحانی غیرقابل انکار است/ حوزه فرهنگ اگر فقط در اختیار متولیان رسمی و حکومتی باشد نتیجه عکس می دهد

افشین علا؛ فعال فرهنگی و سیاسی مازندران؛

توفیقات فرهنگی دولت آقای روحانی غیرقابل انکار است/ حوزه فرهنگ اگر فقط در اختیار متولیان رسمی و حکومتی باشد نتیجه عکس می دهد

مازندمجلس: شاید این طور به نظر برسد که دشمنی ها و سنگ اندازی ها بیشتر متوجه برجام و رویکردهای سیاسی دولت بوده است. اما اینطور نیست. تمامیت خواهان پیشانی فرهنگی دولت را نیز آماج حملات سهمگین خود کردند و کار را به جایی رساندند که حتی وزیر ارشادی چون جنتی مجبور به استعفا شد/

مازندمجلس: افشین علا از چهره ها و مشاهیر معاصر مازندران است که هم در حوزه ادبی و فرهنگی و هم در حوزه های سیاسی فعال و صاحبنظر است. وی متولد شهر نور است و از جمله هنرمندانی هست که به خوبی آثار خود است. اگرچه در شعر و هنر شهرت دارد اما از مسائل سیاسی کشور نیز غافل نیست مثلا همین چند ماه پیش در یادداشت و سروده‌ای از درگذشت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی و شوک بزرگ آن سخن گفته است. علا که معمولا اشعار ساده و صمیمی او در مجلات کودک و نوجوان دیده می شود، در حال حاضر عضو هیئت مدیره انجمن شاعران ایران است و با توجه به نزدیکی انتخابات ترجیح داده ایم گفت و گویی در حوزه فرهنگ، چالش های پیش رو و اقدامات انجام شده دولت در این حوزه با ایشان انجام دهیم که مشروح آن از نظرتان می گذرد:

 به عنوان یک فعال سیاسی تعریف و نگاه شما به فرهنگ و مقوله های فرهنگی چگونه است؟ و تفاوت نگاه اصلاح طلبان با نگاه اصولگرایان چیست؟

هردوی این جریان ها چون در تفکر امام (ره) و بستر انقلاب اسلامی ریشه دارند، نگاه شان به مقوله فرهنگ، جدی و حیاتی است. زیرا انقلاب اسلامی اساسا خاستگاه فرهنگی داشت. ولی از ابتدای نهضت در مجموعه چهره های شاخص انقلاب و روحانیون پیش کسوت نظام دو نگرش به مفاهیم و مصادیق حوزه فرهنگ وجود داشته است. یکی نگرش کاملا سنتی و تابع برداشت های لایتغیر از فقه، که به هیچ وجه جلوه های نوین و الزامات دوره جدید را در حیطه فرهنگ نمی پذیرد و تنها به تبلیغ مستقیم آموزه های دینی و انقلابی باور دارد. یکی هم گروهی که ضمن پایبندی به تبلیغ و اشاعه تفکر دینی و انقلابی، قائل به رواداری و مدارا با اهالی فرهنگ و هنر با گرایش های متفاوت، است. شرح وجوه تمایز این دو جریان، مجال بسیار وسیعی می طلبد. اما به عنوان یک مثال خیلی ساده و ملموس می شود یکی از پیامدهای این دو نگاه را در عرصه فرهنگ مشخص کرد. شما ببینید اصولگرایان سنتی چون به حرام بودن موسیقی معتقدند، با برپایی هرگونه کنسرتی مخالف هستند حتی اگر اصیل و پرمضمون باشد. ولی دولت های اصلاح طلب همیشه خواسته اند این نگاه را تصحیح کنند و فضا را کمی بازتر بگذارند.

 

سهم دولت ها ( دولت روحانی) در مورد برنامه ریزی های فرهنگی به چه میزان است؟

دولت سهم فراوانی در فرهنگ دارد اما متولی اصلی نیست. نهادهای ریشه داری در نظام اسلامی وجود دارند که بیش و پیش از هر دولتی تعیین کننده اند. البته نهاد ولایت فقیه از همه نهادها مشروع تر و تاثیرگذارتر است. تجربه هم نشان داده هم نگاه امام خمینی (ره) هم نگاه آیت الله خامنه ای به مقوله فرهنگ، عمیق و وسیع بوده است. مشکل از جایی شروع می شود که نهادهای موازی دیگر متولی امر فرهنگ می شوند. در این صورت دولت با موانع و مزاحمت های فراوانی مواجه می شود. ولی این به معنای بسته بودن دست دولت نیست. چراکه بالاخره دولت ها با تایید رهبری مشروعیت می گیرند و امکان ابتکار عمل را دارند. ولو اینکه در مواردی دستشان بسته باشد. اما اگر اشراف شان بر مسایل فرهنگی وسیع باشد، می توانند منشاء تحولات عمیقی باشند. کما اینکه در دولت اصلاحات شاهد ارتقای بی نظیری در امور فرهنگی بودیم. آقای خاتمی هم موانع بسیاری پیش رو داشت ولی توانست تا امروز هم اثرگذار باشد. دولت آقای روحانی هم در مقایسه با هشت سال سیاهی که  قبل از روی کار آمدنش بر اهالی فرهنگ گذشت، توفیقات غیرقابل انکاری کسب کند. بویژه در دوران وزارت آقای جنتی. اما میزان تلاش ها در مقایسه با الزامات و مطالبات قانع کننده نیست که امیدواریم در چهار سال آینده این خلاء ترمیم شود.

 

آیا در کشور ( دولت) چشم انداز فرهنگی تعریف شده است؟

فکر نمی کنم (یا خبر ندارم). البته انصافا وضع ویرانه ای که تحویل این دولت شد چنان اسفبار بود که شاید اهمیت و فوریت رسیدگی به سایر اولویت ها مانع شد که دولت آن طور که باید و شاید به برنامه ریزی فرهنگی بپردازد.

 

تعریف شما به عنوان یک اصلاح طلب از "توسعه ی فرهنگی" چگونه است؟

توسعه فرهنگی در نظام ما تعریف مخصوص به خود را دارد. ما نمی توانیم شاخصه های این توسعه را صرفا بر اساس قواعد خشک سنتی یا مطابق با قواعد حاکم بر جوامع غربی تعیین کنیم. نظام ما اسلامی است و البته اسلام دین اعتدال است. پس خوشبختانه راه برای تعریف واقع بینانه توسعه فرهنگی باز است. تعریفی که من می توانم ارائه بدهم مبتنی بر آموزه های دینی اخلاقی و انقلابی است اما در اتخاذ روش ها و راهکارها به همه تجربیات ارزشمند صاحبان فکر و ذوق و قلم اتکا دارد. ایجاد فضای باز ضمن حفظ چهارچوب ها و فراهم کردن زمینه تعاطی و تبادل آرا و نظرات گروه های مختلف از ضروریات این توسعه است. در کنارآن تقویت بنیه مبلغان رسمی اسلام و نظام و بخشیدن جاذبه و تاثیر به عملکرد آنان نیز از اولویت های مهم توسعه فرهنگی است. این البته حرف من نیست. ما این نگاه را از قرآن گرفته ایم. از «یستمعون القول فیتبعون احسنه» گرفته ایم. حوزه فرهنگ اگر فقط در اختیار متولیان رسمی و حکومتی باشد نتیجه عکس می دهد. آزادی و فضای باز است که حقانیت و جاذبه های تفکر دینی را در لابلای گرایش های گوناگون در معرض دید نسل جوان خواهد گذاشت.

 

آیا مردم کشور دغدغه ی فرهنگی دارد؟ آیا در سبد کالایی ایرانیان محصولات فرهنگی جایگاه ویژه ای دارد؟ دولت در این زمینه می تواند چه برنامه هایی داشته باشد؟

هیچکس نمی تواند منکر ارجحیت حل مشکلات معیشتی و اقتصادی بر سایر مطالبات ملت باشد. رهبر انقلاب نیز به درستی بر اولویت داشتن حل مشکلات اقتصادی تاکید دارند. اما خود این مطالبه هم بی ارتباط با نگاه فرهنگی نیست. مردم در رفع حوایج روزمره خود هم نیازمند شناخت اولویت هایی هستند که شاید بسیاری از آنها در نگاه اول به چشم نیاید. مثلا جامعه ای که درآن نشاط و امید نباشد چگونه می تواند سایر مشکلات خودرا حل کند؟ به نظر من نیازهای گوناگون مردم سلسله ای از مصادیق توامان و درهم تنیده اند. نمی توان به بهانه اقتصاد، فرهنگ را تعطیل کرد. ملت ایران پیشینه فرهنگی چندهزارساله دارند. اینجا اتیوپی نیست که با لقمه نانی مشکل مردم گرسنه حل شود. ما ملتی هستیم که درهر شرایطی عاشورا و نوروز برایمان از نان شب واحب تر است. ما با دنیا حرف داریم و حرف مان در معادله های منطقه و جهان اثرگذار است. چگونه می توانیم در داخل به توسعه فرهنگی نیندیشیم؟ خانواده ای ایرانی نمی تواند در سبد کالای خود فقط به نان بیندیشد و کتاب را کنار بگذارد. همین طور سینما و موسیقی و ورزش و تفریح را. اینها همه به مقوله فرهنگ ارتباط دارد.

و اما نقشی که دولت می تواتد داشته باشد بها دادن به راهکارهای صاحب نظران و زبدگان حوزه های مختلف فرهنگی است. دولت می تواند به کمک اهل فن و زبدگان این وادی معدلی از اولویت ها و ضرورت های فوری و درازمدت را بشناسد و برای رفع خلاءهای فوری و درازمدت چاره بیندیشد.

 

دولت روحانی در چهار سال گذشته در حوزه ی فرهنگ با چه چالش ها و دست اندازهایی مواجه بوده است؟

شاید این طور به نظر برسد که دشمنی ها و سنگ اندازی ها بیشتر متوجه برجام و رویکردهای سیاسی دولت بوده است. اما اینطور نیست. تمامیت خواهان چون متوجه شدند تجربه هشت سال حاکمیت بلامنازع اصولگرایان به شکست انجامیده، و دولتی روی کار آمده که اگرچه از اردوگاه اصلاحات نیست ولی زمینه ساز حضور مجدد آنهاست، پیشانی فرهنگی دولت را نیز آماج حملات سهمگین خود کردند. کار را به جایی رساندند که حتی وزیر ارشادی چون جنتی مجبور به استعفا شد. وزیری که کاملا معتدل بود و به بزرگان اصول گرا نیز انتساب داشت. حالا نگاه نکنید که مثلا در موسیقی یا سینما چند چهره شاخص و ملی را هم هدف قرار دادند. ولی مشکل فقط این نبود. به نظر من دولت باید بجای دفاع از استاد شحریان یا اصغر فرهادی فکری برای خانه نشین شدن هنرمندان کمتر شناخته شده یا گمنام در حوزه های دیگر هم بکند. چراکه واقعا بیشتر ماها را خانه نشین کرده اند. ولی به چشم نمی آید. البته تضییقاتی که برای امثال ما به وجود می آورند، همان سنگ اندازی در کار دولت هم هست. دولت اینها را هم باید ببیند.

 

میزان رضایت هنرمندان از وضع موجود (دولت روحانی) چگونه بوده است؟

هنرمندان به دلیل اشراف عمیقی که بر رویکرد صحیح دولت آقای روحانی دارند به طرز کم سابفه ای از ایشان حمایت می کنند. اهمیت این رویداد را زمانی می توان بهتر دریافت که بدانیم در دوره چهارساله گذشته بسیاری از مطالبات هنرمندان همچنان برزمین مانده. اما آنان چون موانع و تضییقات پیش روی دولت را می دانند و چون با خطرات روی کارآمدن مجدد جریان تمامیت خواه آشنا هستند عزم خودرا جزم کرده اند که با حضوری پرشور به پیروزی مجدد آقای روحانی کمک کنند.

 

 در مورد عملکرد دولت آقای روحانی پیرامون مواردی چون جشنواره های فجر- سینما و تئاتر- موسیقی و کنسرت ها- انتشار و نمایشگاه های کتاب-  و موزه ها نظرتان را بفرمایید:

البته من آمار دقیقی از رشد کمی و کیفی حوزه هایی که نام بردید ندارم. ولی کاملا پیداست که نگاه و عملکرد دولت با دولت قبلی قابل قیاس نیست. شما را ارجاع می دهم به جوابیه ای که اخیرا ازطرف وزارت ارشاد در پاسخ به ادعاهای نامزد رقیب آقای روحانی صادر شده است. خواهید فهمید در حوزه های گوناگون فرهنگی و هنری چه آمار چشمگیری از خدمات وجود دارد. حتی وزارت ارشاد در بخش هایی که متولی اصلی آن شهرداری ها هستند اقدامات فرهنگی فراوانی کرده است. اما در باره جشنواره ها می توانم بگویم همین که نگاهها از انحصار درآمد و سلایق گوناگونی جذب جشنواره های رسمی شدند نشان از توفیق نسبی دولت دارد. در یک مورد یعنی جشنواره شعر فجر خود من شاهد تحول چشمگیری بوده ام.

 

نگاه شما به عنوان یک فعال سیاسی فرهنگی به وزرای فرهنگ و ارشاد دولت روحانی چگونه است؟

با معاونت فرهنگی آقای جنتی همکاری داشته ام و از نزدیک شاهد بودم که شخص وزیر، معاونان و بدنه ارشاد با جدیت، تعهد و تواضع به ساماندهی امور فرهنگی و هنری مشغولند. متاسفانه آقای جنتی به دلایلی در نیمه راه از ادامه خدمت بازماند. من قبلا ایشان را از نزدیک نمی شناختم و حتی در ابتدا از انتخاب ایشان تعجب کرده بودم. ولی بعدها دریافتم که واقعا با یک وزیر لایق مواجهم. جالب اینکه آقای صالحی امیری را سالهاست که می شناسم و ایشان هم به بنده لطف داشته اند. اما ایشان را مناسب تصدی این وزارت نمی دانم. به نظرم آقای روحانی در انتخاب عناصر فرهنگی کابینه خود باید با اهالی فرهنگ مشورت بیشتری کنند. جالب است که تنها دوره ای که من به ارشاد مازندران دعوت نشدم دوره جدید بود! حتی در زمان آقای احمدی نژاد ارشاد استان به بنده لطف فراوان داشت اشتباه نشود! من نه نیازی به دعوت شدن دارم نه توقعی از ارشاد. منظورم کمک کردن و مشورت و باری برداشتن است. البته یک بار در جایی آقای جاوداتی را دیدم و ایشان را شخصیت بسیار محترمی یافتم. ولی چون هرگز در جریان برنامه ها قرار نگرفتم خبری از ارشاد استان ندارم و بنابراین نمی توانم ارزیابی یا انتقادی داشته باشم.

 

 سوال آخر پیرامون مازندران هست. به شکلی لازم می دونید ادره کل مازندران و فعالیت و شریط فرهنگی استان را بررسی کنید.

ولی در خصوص مسایل فرهنگی استان طبیعی است بی تفاوت نیستم و نظرات خودم را دارم. به نظر من شمایل و بدنه امور فرهنگی استان با شاکله برازنده آن فاصله فراوانی دارد. من با رویدادهای فرهنگی مناسبتی و بخشنامه ای میانه ای ندارم. آنچه که در سطح استان می بینم مراسم و جشنواره های فصلی و مناسبتی و تصادفی است. شایسته است تحولی که پس از روی کارآمدن دولت تدبیروامید در نگاه دولتمردان نسبت  به مقوله فرهنگ پدید آمد در استان محروم ما هم نمود بیشتری داشته باشد. البته متولی این تغییر فقط ارشاد نیست. همه دستگاه های دولتی باید برای این ارتقا و تحول انگیزه و برنامه داشته باشند. تا آنجا که من می دانم اتفاق محسوسی نیفتاده است. از استاندار محترم توقع می رود به دیار نیما توجه شایسته ای بکنند. سایر مسوولان هم همین طور. به هر حال فاصله معنادار جایگاه فرهنگی ما با اصفهان و شیراز و حتی گیلان باید برداشته شود. چرا مازندران باید همچنان عقب تر از اقلیم های دیگر باشد؟ البته شاید اقداماتی شده و من خبر ندارم. ولی همین هم نشانه خوبی نبست. بد نبست بدانید من تقریبا به تمام استان ها و مراکز فرهنگی و دانشکاهی آنها رفت و آمد دارم و برای سخنرانی و مشاوره و هم اندبشی دعوت می شدم. غیر از استان خودم! عجیب است ولی بگذریم. امیدوارم در دوره بعدی دولت آقای روحانی مازندران عزیز هم به جایگاه مطلوب فرهنگی اش برسد.

گفت و گو: محمد حسن زاده

 


توفیقات فرهنگی دولت آقای روحانی غیرقابل انکار است/ حوزه فرهنگ اگر فقط در اختیار متولیان رسمی و حکومتی باشد نتیجه عکس می دهد

نویسنده :
منبع : معاونت تبلیغات و رسانه


لینک کوتاه مطلب :


برچسب ها : حسن علا - فعال سیاسی و اجتماعی - شاعر و نویسنده معاصر -

نظر شما در مورد : توفیقات فرهنگی دولت آقای روحانی غیرقابل انکار است/ حوزه فرهنگ اگر فقط در اختیار متولیان رسمی و حکومتی باشد نتیجه عکس می دهد

*

*


آخرین اخبارپربحث ترین ها