فربه تر از توسعه

تاریخ انتشار : شنبه 24 آذر 1397 - ساعت : 14:11

کد مطلب: 236720 چاپ به اشتراگ گذاشتن

فربه تر از توسعه

اختصاصی مازندمجلس: آنچه که تکلیفش بلاتکلیف است خود عنوان و واژه توسعه می باشد که بدون رعایت اقتصاد کلمه، به جا و نابجا از آن استفاده می کنند...

اختصاصی مازندمجلس: با انتخاب استاندار جدید کلید واژه توسعه بیشتر از پیش به کار می رود. چرا که محور برنامه های استاندار نو بر مسند نشسته توسعه همه جانبه استان است. برنامه هایی دارد و صحبت از برنامه های صد روزه ادارات کل می شود. برنامه هایی که سویه ای توسعه محور دارند. توسعه ای پُر شتاب برای جبران عقب ماندگی ها و کاستی های مازندران. و طبق رول معمول هم کم نیستند دغدغه مدارانی که در قامت و کاراکتر ایده پردازان آگاه، سریع به این مسئله اشاره کردند؛ و مقوله ی توسعه را از جوانب گوناگون ذهنی و مناظر بدیع آرمانی نگاه انداختند، تا مبادا از قافله توسعه گرایی جناب استاندار عقب نمانند. کمیته و کارگروه و نشست تخصصی هم فراوان داشتیم و در آینده هم فراوان خواهیم داشت. در این میان آنچه که  تکلیفش بلاتکلیف است خود عنوان و واژه توسعه می باشد که بدون رعایت اقتصاد کلمه، به جا و نابجا از آن استفاده می کنند. برای اینکه از قافله عقب نمانیم ما هم در این نوشتار قصد داریم به این مقوله بپردازیم، اما به نوعی دیگر. رسالت دیگری در اینجا مورد نظر است.

توسعه روندی است بیشتر آن پروژه تا پروسه. فرآیندی که اهداف مشخصی را بر اساس یک سری داده ها و برنامه های مدون پیش بینی و اجرا می کند. اهدافی برای نوسازی و پیشرفت جامعه. توسعه روندی تدریجی، گام به گام و اصلاح نگر دارد، و پروسه ای ذاتی و درون اجتماعی نیست. روند پروژه توسعه اگردرست اجرا شود سرنوشتی محتوم دارد و آن نوسازی جامعه است بر اساس اندیشه، تفکر و نگاهی تازه، نو و بدیع؛ و به تعبیر مرحوم استاد دکتر عظیمی پروسه با بصیرتی تازه و نگاهی نو آغاز می شود. پس به تعبیر ما، در این روند با اندیشه های پوسیده، واپسگرا و نخ نما شده نمی شود به سراغ نوسازی و دگرگونی جامعه برویم. توسعه روندی دارد طراحی شده. می بایست با نگاه و بصیرتی همه سویه، طرحی نو در انداخت. نگاه صرف سنتی و محافظه کار در این روند جایی ندراد. که برای ایجاد، اجرا و پیش بُرد این پروژه شجاعت باید داشت. جریان هدفمند و مدیریت شده توسعه، از سویی به بهبود روند تولید و ایجاد سرمایه در جامعه کمک می کند و از دیگر سو با ایجاد دگرگونی های بنیادی در نهادی ترین ساخت های اجتماعی، ایستارها و باورهای عمومی رایج و پذیرفته شده را به آرامی و با شیبی مطمئن تغییر می دهد.

به طور خاص ایرانیان از زمان پس از جنگ های ایران و روسیه به دنبال توسعه، نوسازی و مدرنیزاسیون جامعه بودند. البته با افراط یا تفریط. پس از سال 1357 نیز دولت هایی که سر کار رفتند به خصوص دولت های پس از جنگ هرکدام به دنبال اجرای الگوی خاص از مدل های توسعه بودند که بنابر همان اخلاق ایرانی و تفکر صفر و صدی که ما ایرانیان داریم، این دولت ها نیز پای بی تمکین و لنگانی داشتند برای رسیدن به ناکجایی که خودشان هم تصویر و تصوری درست از آن نداشتند؛ و چون آن یکی در مسیر خود شکست خورده بود این دیگری گمان می کرد که می بایست سفری به دیگر سوی بام توسعه داشته باشد؛ که شاید معجزه ای رخ نماید. این در حالی است که پروژه توسعه فرآیندی یک سویه و محدود نیست. روندی می تواند موفق باشد که سه سویه ی توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی و توسعه ی فرهنگی در آن یکسان، یک جا و هم سو با دیگر سویه ها فربه شوند. مثالی داشته باشیم. در جامعه ای که در آن هنوز زن جنس دوم است و در خانواده پدر حرف اول و آخر را می زند و فرزند دختر همیشه مرتبه ای پائین تر از فرزند پسر دارد و معمولاً همیشه منابع بهتر به نرینگان درون خانواده تعلق دارد، و مادینگان باید «بله قربان، چشم قربان»* گو باشند؛ چگونه می توان توسعه گرایی سیاسی را به طور نامتوازن با سیاست توسعه و تحول فرهنگی به اجرا درآورد؟ و یا اینکه ایجاد سرمایه در جامعه و فربه شدن اقتصادی لزوماً به توسعه سیاسی و تعمیق دموکراسی منجر نمی شود. پس بنابراین مناسب نیست اگر گمان کنیم ضمن پرداختن به یک الگوی خاص و ارائه ی برخی طرح های پوپولیستی و اجرای یک سری شوهای تبلیغاتی و ظاهر سازی های خوش رنگ و لعاب می توان روند توسعه متوازن یک جامعه را تضمین نمود. توسعه روندی دارد که می بایست تمام اجزایش همسان و همسو و به یک میزان رشد کنند و فربه شوند. اما در این روند یک استثنا وجود دارد. در پروژه توسعه می بایست شایسته سالاری فربه تر از همه اجزا باشد.

شایسته سالاری مقدمه توسعه گرایی است. اینکه چرا می بایست شایسته سالاری در پروژه توسعه فربه ترین باشد، بر اساس مفروضه این نوشتار که توسعه را امری هدایت شده و پروژه می داند نه امری ذاتیِ جامعه و پروسه ای تاریخی و محتوم البته که واضح و روشن است. هر پروژه نیاز به طراح یا طراحانی متخصص و آینده نگر و مجریانی دلسوز، پرتلاش و از همه مهمتر آگاه به امور دارد. دقیقاً مهمترین دلیل اینکه پروژه های توسعه در جامعه ما با شکست مواجه شده و زمین گیر می شوند عدم استفاده درست از نخبگان فکری و ابزاری جامعه می باشد. روند پروژه  توسعه محور می بایست توسط شایستگان واقعی جامعه که منافع جمعی را بر منافع فردی خود ترجیح می دهند طراحی و اجرا گردد.

نخستین گام در توسعه ی متوازن جامعه توجه به شایسته سالاری است. عده ای به اشتباه گمان می کنند شایسته سالاری روشی حکومتی می باشد، در حالی که شایسته سالاری مدلی مدیریتی است برای بهره گیری از حداکثر توان فکری و ابزاری نخبگان واقعی جامعه. شایسته سالاری فن سالاری هم نیست. شایسته سالاری یعنی اینکه نخبه کراسی جایگزین ژن کراسی شود. ضابطه مندی می بایست جایگزین رابطه مندی شود.

اولین گام در کلید زدن پروژه توسعه همه جانبه، نشاندن شایستگان بر مسند امور است. مادامی که شایستگان خانه نشین و جماعت لمپن ها و بی مایگان مسند نشین و "قباپوش" باشند؛ صحبت از توسعه و نوسازی و ایجاد امید و  نشاط و رونق در زندگی اجتماعی امری مضحک و ورود به آن ولو با نیتی خیرخواهانه خیانتی احمقانه است. سپردن سکان امور به دست ژن کرات ها و کسانی که همیشه سهم خواه هستند، خطایی عظیم و حماقتی نابخشودنی است. اگر امروزصحبت از لزوم توسعه استان است، پیش از آن می بایست از شایسته سالاری صحبت باشد. صحبت از طرح ها و ایده های توسعه گرا قشنگ است. زیبا است. دل نشین است و امیدوار کننده. اما وقتی از روی کاغذ فراتر نمی رود و در حد حرف می ماند و یا با چند طرح هزینه بَر و بی فایده همراه می شود بیشتر خیانت است تا خدمت.

قوه محرکه لکوموتیو توسعه شایسته سالاری است. اگر استاندار حسین زادگان می خواهد در تاریخ مازندران ماندگار باشد، لازم نیست طرح های آنچنانی توسعه محور معرفی کند. اگر شایستگان را بر مسند بنشاند و در برابر سهم خواهان و "ژن سالاران" بیاستد برای همیشه در سپهر سیاست و حافظه تاریخی نخبگان و عموم مازندرانیان ماندگار خواهد شد؛ حتی اگر دوره مسندنشینی اش به چند روز یا ماه هم دوام و بقا نداشته باشد. اصلاح طلبی فقط یک وا ژه نیست. اطلاح طلبی یعنی پذیرش شایسته سالاری. امیدوارم جناب استاندار به جای توجه به "یاران کت و شلوار"، شهر به شهر بگردد و نخبگان شایسته واقعی استان را بیابد و بر مسند بنشاند. این روزها شایسته زیاد داریم اما شایسته کم داریم.

* بله قربان، چشم قربان نام داستانی از عزیز نسین نویسنده مشهور ترکیه است

مسعود طبری

کارشناس ارشد مسائل سیاسی و دانشجوی سابق دکتری جامعه شناسی سیاسی


برچسب ها : #شایسته سالاری #استانداری #مازندران #توسعه #توسعه پایدار

لینک کوتاه مطلب :

نظر شما در مورد : فربه تر از توسعه