ارتش،جنس بودنش متفاوت است

تاریخ انتشار : پنج شنبه 29 فروردین 1398 - ساعت : 15:37

کد مطلب: 237290 چاپ به اشتراگ گذاشتن

سیمرغی ها با حضور فرمانده،پرسنل و سربازاران قرارگاه پدافند هوایی شهید ظرافتی بابلسر در ساعت های اولیه وقوع سیل

ارتش،جنس بودنش متفاوت است

اختصاصی مازندمجلس-:مهمان ویژه این بار مازندمجلس ،سرهنگ «رحمت الله مولا» فرمانده گروه پدافند هوایی شهید ظرافتی بابلسر و قرارگاه پدافند هوایی شمال کشور است.

اختصاصی مازندمجلس- عاطفه خیرخواه: امروز صدای مارش نظامی در  همه شهرهای کشور طنین انداز است.

روزی متعلق به مردان استوار و خاکی پوش،که سایه  شان به تنهایی برای احساس امنیت کافی است و هرگز نمی توان از وجودشان به اقتدار کشور نبالید.

مهمان ویژه این بار مازندمجلس ،سرهنگ «رحمت الله مولا» فرمانده گروه پدافند هوایی شهید ظرافتی بابلسر و قرارگاه پدافند هوایی  شمال  کشور است.

فرماندهی که به  همراه همکاران و سربازانش، جزو اولین گروه امدادی حاضر در کیاکلا بود و سیل زدگان را نجات داد.

این گفت و گو پیشکشی است به ارتش جان برکفی  که برای ملت است و  ملت  هم برای او.

*** 

گروه پدافند هوایی بابلسر،اولین حاضران در سیمرغ

ساعت 11 صبح 27 اسفند 97 ،با همکارانم در جلسه بودیم که خبر رسید بر اثر بارندگی شب قبل در شهر سیمرغ،سطح آب در حال افزایش است؛  ترجیح دادم جلسه  را نیمه کاره بگذاریم و به سیمرغ برویم.

سرهنگ مولا این را می گوید و ادامه می دهد:«من  و همکارانم با 5 دستگاه خودرو به سیمرغ رفتیم تا شرایط را بسنجیم. وقتی در محل سیل حاضر شدیم، ارتفاع آب حدود یک متر بود. با جانشین تماس گرفتم تا چند دستگاه کامیون چند  منظوره،قایق و پدالو به موقعیت ما بفرستند.»

او می گوید:« همزمان با مرزبانی استان در خزرشهر هم  هماهنگی هایی را انجام دادم که همراه ما باشند و اینطور هم شد. اینها در حالی بود که منتظر درخواست  کمک هیچ مسئولی از استان نبودیم و این را وظیفه خود می دانستیم.»

 

هلال احمر تجهیزات دریایی نداشت

سرهنگ مولانا با بیان اینکه  در همان ساعت اولیه تعدادی نیروی هلال احمر  هم در محل سیل حاضر شدند، می گوید:«هلال احمر در سیمرغ حاضر شد اما تجهیزات دریایی نداشت جز یک جت اسکی.

همان را غنیمت  شمردیم و  با 2 نفر بلد،روستای تالار پشت را وجب به  وجب گشتیم تا شرایط را بررسی و نیازها را برآورد کنیم.»

او ادامه می دهد:« در کمترین زمان  ممکن،تجهیزات لازم  از قرارگاه بابلسر به سیمرغ رسید و به  ما ملحق شد. اولویت برای ما، سالمندان،کودکان، زنان و  مردان بودند. بارندگی ادامه داشت و سطح آب مدام در حال افزایش بود.»

سرهنگ  مولا با اشاره به اینکه سطح آب در غروب به یک متر و 60 میلی لیتر رسیده بود، می افزاید:«کار امداد و نجات،خانه به خانه، اتاق به اتاق انجام شد و هیچ نقطه ای حتییک انباری کوچک و طویله هم از چشم ما دور نماند.»

او ادامه می دهد:«کم کم سرگشتی مردم به وحدت رویه تبدل شد، به ارتش و هلال احمر اعتماد کردند و پا به پای  ما همکاری کردند تا همه را با خود به  جای امن ببریم.»

 

نجات احشامی که منبع درآمد خانواده ای بودند

«ساعت 21:30 امداد و نجات به پایان رسید، دو پدالو و چند نفر از سربازان  و یک راه  بلد را خواستیم آنجا بمانند که اگر کسی از چشم ما دور ماند، بتواند به جای امن منتقل شود.»

فرمانده قرارگاه پدافند هوایی شمال کشور این را که می گوید،کمی مکث  می کند، با تاثری که در کلامش پیداست، ادامه می دهد:«هنوز از محدوده اصلی سیل دورنشده بودیم که  صدای درخواست  کمک دخترانی به  گوش مان رسید. سریع خود را به خانه ای رساندیم  که 3 دختر نوجوان  و جوان در آن خانه بودند و در حالی که هر سه  شان  گریه می کردند، یکی از دختران گفت همه منبع درآمد خانواده پنج نفره  شان، گوسفندانی است که در حال غر ق شدن هستند.

پدر خانواده در  نهایت سکوت به غرق شدن گوسفندانش نگاه می کرد و در نهایت سکوت آه  می کشید.

با همکاری چند نفری که هنوز از آنجا دور نشده بودیم، 37 گوسفند از 45 گوسفند این خانواده را نجات دادیم.»

او با قدرت می گوید:« شاید باورتان نشود ولی خستگی امداد و نجات 10 ساعته در آن لحظه از تن ما درآمد.»

 

پخت 600 نان در یک ساعت

همه  درگیر نجات از سیل بودند وخبری از خوراکی برای اهالی روستا نبود که از صبح تا آن وقت چیزی نخورده بودند اما حجم آب و دغدغه نجات، گرسنگی را از یادشان برده بود.

فرمانده با همکارانش در واحد پشتیبانی قرارگاه تماس گرفت و خواست ظرف دوساعت، خوراکی هایی به همراه نان گرم به سیمرغ برسد.

همین اتفاق افتاد،600 قرص نان در یک ساعت پخت شد و به همراه حلوا شکری،تن ماهی، پنیر،انواع کنسرو به سیمرغ رسید و در کمترین زمان ممکن بسته بندی شد.

بعد از اینکه اهالی نجات  یافته از سیل در اتوبوس ها گرم و در مسجد اسکان داده شدند،خوراکی ها میان شان  توزیع شد تا شام مختصری را مهمان قرارگاه پدافند هوایی شهید ظرافتی بابلسر باشند.

آمبولانس و چند بهیار و پرستار در سیمرغ کشیک ماندند و فرمانده ساعت 23 پایان عملیات امداد را اعلام کرد.

 

در جلسه ستاد مدیریت بحران استان شرکت نکردم

عصر همان روز وقتی به  سرهنگ  مولا اطلاع  می دهند که باید در جلسه فوق العاده  ستاد مدیریت بحران شرکت  کند، او با استاندار تماس می گیرد و عذر می خواهد که نمی تواند درجلسه استان شرکت کند، چون در حال نجات اهالی روستا از آب است.

خودش می گوید:«ارتش علاوه بر ماموریت ذاتی که دارد، در زمان صلح، کار اصلی اش امداد و نجات ا ست. ارتش تکیه گاه ملت  و جان فدای آنهاست. در ارتش همیشه اولین معیار به جز توان رزمی،ستاد بحرانش است.»

سرهنگ مولا با اشاره به حضور چندی پیش امیر فرماندهی ارتش کل کشور در پدافند هوایی بابلسر،ادامه می دهد:«ساعت 3 صبح ایشان از  من خواستند ستاد بحران را احضار  کنم و این اتفاق در کمترین زمان ممکن  افتاد.»

 

بودنی که ادامه دارد

آن شب بحرانی در سیمرغ گذشت اما پایانی بر حضور نیروهای قرارگاه پدافند هوایی شهید ظرافتی بابلسر نبود.

آنها علاوه بر سیمرغ، در محله بی بی سرروضه بابلسر و بهنمیر هم امداد و نجات داشتند.

لباس رزم همیشه بر قامت شان است و خدمت به ملت،مشی شان.

ایران سرافراز، سرهنگ مولاهای بی  شماری در ارتش دارد که دیدار خانواده در عید را فراموش کردند،در شمال ماندند خدمت کردند و خانواده در جنوب به تنهایی پای سفره هفت سین نشستند.


برچسب ها : #سیمرغی ها با حضور فرمانده #پرسنل و سربازاران قرارگاه پدافند هوایی شهید ظرافتی بابلسر در ساعت های اولیه وقوع سیل

لینک کوتاه مطلب :

نظر شما در مورد : ارتش،جنس بودنش متفاوت است