تازه‌نفس‌هایی که نفس هنر را گرفته‌اند

تاریخ انتشار : سه شنبه 22 مرداد 1398 - ساعت : 11:59

کد مطلب: 237697 چاپ به اشتراگ گذاشتن

سخنی از سرِ درد با شهردار قائم‌شهر

تازه‌نفس‌هایی که نفس هنر را گرفته‌اند

اختصاصی مازندمجلس:در قائم‌شهر زندگی کنید تا به ساختار ضد ساختار و فقدان مدنیت و هوش اجتماعی در آن پی ببرید. در این میان سیاست‌های معطوف به سلیقه و تفسیر به رأی و قانون‌گریزی گاه‌به‌گاه تازه آمدگان نیز مزید بر علت است.

اختصاصی مازندمجلس:هنر تاج سر آفرینش اگر نباشد یکی از خیره‌کننده‌ترین دستاوردهای بشری یا به قولی بزرگ‌ترین ودیعه خداوند به انسان است...شهر به‌عنوان نهاد مدنیت یکی از بسترهای مهم شکل‌گیری هنر و بالندگی آن است. آن اندازه که هنر، فردیت و آزادی انسان را تضمین می‌کند هیچ ره‌آورد دیگر بشری نمی‌تواند. سال‌هاست که هنر گلیم خود را علیرغم بی‌مهری‌های عالم سیاست و سیاسیون از آب بیرون کشیده است.

قائم‌شهر در هنر استان و ایران جایگاه ویژه‌ای دارد. یا بهتر است بگوییم داشته است. چون مثل کارخانه‌های نساجی از آن اوج و شکوفایی‌هایش تنها حسرت‌ها و بر باد رفتگی‌هایش مانده است. پیشکسوتانش در پستوهای فراموشی خاک می‌خورند و تازه‌نفسانش در دلواپسی‌های بی‌منطق سرگردان‌اند. شهر بی سینما، بی‌صنعت، وبی رونقی که لای چرخ‌دنده بی‌تدبیری و فرصت‌طلبی و نزاع جناحی خردشده است. و بدتر آنکه بوی بهبود ز اوضاع جهان نمی‌آید.

قصه غصه‌های این شهر خسته تمامی ندارد. و هر دم از این باغ بری می‌رسد. از نزاع نمایندگان شهر در مجلس شورای اسلامی بر سر مسئله‌ای که در بدترین حالت مسئله‌ای محلی بوده تا عزل و نصب‌های سریع و بی‌مطالعه مسئولین آن و تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری‌های غلط شهری. تا انتخاب بسازبفروش‌ها به‌عنوان نمایندگان شورای شهر. فروش سرمایه‌های شهری به ثمن به خس و آنچه نگفته و نمی‌شود گفت.

تبدیل ساختارها به ضد خودشان پدیده‌ای صرفاً محدود به ایران و مازندران و قائم‌شهر نمی‌شود. اینکه چطور ساختاری علیه خود عمل می‌کند را به تام تمام می‌توان در شهر دید که چطور ساختارهای اجتماعی، سخت‌افزاری؛ زیرساختی در یک نظام غیر کارآمد گرد هم می‌آیند تا نظم منطقی را به آنارشیست تبدیل کنند. نوعی قانون‌گریزی ناخودآگاه که خودویرانگر است. وقتی به تحلیلی درست از انسان نرسیده باشیم شهر نه‌تنها مرکز مدنیت نیست بلکه قتلگاه آن است.

 اما مدنیتی که طرح می‌کنم به چه معنی است. نوعی هوش جمعی که چشم‌اندازی توسعه‌خواه داشته و به زیست بهین وفادار بوده و انسان بنیان و خودمحور است و در ساختارهای فیزیکی و ذهنی تبلور و تعین می‌یابد. فایده این اثر هماهنگ آن است که چیزی به ضد خودش تبدیل نمی‌شود.

در قائم‌شهر زندگی کنید تا به ساختار ضد ساختار و فقدان مدنیت و هوش اجتماعی در آن پی ببرید. نهضت بلوار، تقلید از ساری در شهرآرایی، تأسیس مراکز خرید در شهری که دیگر کارگری هم نیست. مجتمع‌های پزشکی جراحی زیبایی. فقدان زیرساخت‌های اجتماعی و فرهنگی، رها کردن منابع اصلی درآمد و شهر فروشی و کارخانه فروشی. سیاهه‌ای از اختناق علیه مدنیت است. در این میان سیاست‌های معطوف به سلیقه و تفسیر به رأی و قانون‌گریزی گاه‌به‌گاه تازه آمدگان نیز مزید بر علت است تا همه‌چیز رنگ فقدان بگیرد.

اخیراً و در پی انتصاب شهردار جوان قائم‌شهر با مقوله ای برخورد کردم که به مقدمه این مقال ربط دارد؛ هنر. البته ظاهراً متولی امر فرهنگ و هنر، فرهنگ و ارشاد اسلامی است. اما چند صباحی است که به مدد تجربه آقای شهردار سابق ساری برخی شهرداری‌ها به حوزه فرهنگ و هنر اهتمام و التزام پیداکرده‌اند. که البته به دلیل فقدان پیش‌نیازهایی همچون تخصص و تعهد منطقی در متصدیان، همان تجربه نخستین هم با پرسش‌ها و نقدهای جدی روبروست. چه برسد به اخلاف کپی شده آن. فرهنگ و ارشاد اسلامی به‌واسطه نامش بیشتر به ارشاد تمایل دارد تا تولیت هنر. اگرچه در سیاست‌ها و رسالت آن هدایت و حمایت گری لحاظ شده است.

شهردار محترم علیرغم آنکه مؤسسات هنری و آموزشگاه‌ها بنا بر نص صریح موافقت‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های ارشاد، یک‌نهاد تجاری بلکه یک‌نهاد هنری فرهنگی مبتنی بر اقتصاد هنر معرفی‌شده سعی دارند تا املاک تحت اجاره یا مالکیت آن را مشمول قانون املاک تجاری کنند. که البته این قانون شامل همه مؤسسات نیز نشده و تنها عده‌ای‌ای معدود مجبور به پذیرش آن هستند.

 جناب آقای شهردار خوشبختانه جوان؛ ذکر چند موضوع خالی از ثمر نیست. اول اینکه هنرمند بودن یک شغل نیست بلکه یک حرفه است. دوم اقتصاد و تجارت باهم فرق عمده دارند. هنر مبتنی بر اقتصاد ادامه حیات می‌دهد نه تجارت. سوم آنکه اگر به تجربه‌ای دیگر اهمیت می‌دهید در توافقنامه فی‌مابین شهرداری ساری و مؤسسات فرهنگی این مؤسسات از شمول تجاری بودن خارج‌شده‌اند.

ارشاد اسلامی شهرستان قائم‌شهر علیرغم مخالفت با طرح شما و در اختیار داشتن ادله قانونی و مصوبات مبتنی بر اسناد بالادستی اقدام به اعتراض نکرده و مدیرکل فعلی نیز درگیر مسائل مدیریت قبلی است؛ و مجال پی گیری حقوق مؤسسات تحت حمایت خود را ندارد. در این میان گروه صد و اعضای محترم شورای شهر و شخص شما به دلیل نداشتن مرجع فرهنگی جامع، قانونی را بدعت می‌نهید که نفس مؤسسات فرهنگی را خواهد گرفت. مسئله تداخل قوانین دستگاه‌ها چیز تازه‌ای نیست. توان و تدبیر شما می‌تواند آن را حل کند.

تجربه و تاریخ هنر نشان داده است که بسیاری از پیشگامان و مفاخر هنری در آموزشگاه‌ها و مؤسسات خصوصی رشد کرده و معرفی‌شده‌اند. اکنون نیز همین رویه در قائم‌شهر ادامه دارد. بازدید از فعالیت‌های این نهادهای هنری می‌تواند تصویری روشن‌تر از آن‌ها به شما و مشاورین فرهنگی شما ارائه دهد.

تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری‌های شهرداری قائم‌شهر در روزهای نخستین تصدی شما سنگ بنای فرهنگی متفاوت را بنا خواهد نهاد. که می‌تواند له یا علیه فرهنگ و هنر باشد.

حسین نادعلی زاده

 


برچسب ها : #قائمشهر #شهرداری قائمشهر #شهردار قائمشهر #شورای شهر #فرهنگ و هنر #سیاست #مازندمجلس

لینک کوتاه مطلب :

نظر شما در مورد : تازه‌نفس‌هایی که نفس هنر را گرفته‌اند